تبليغاتX
صحراي كربلا به وسعت تاريخ است
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
صحراي كربلا به وسعت تاريخ است
و كار به يك «ياليتني كنت معكم» ختم نمي‌شود
محمد علی رضاپور یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391
  او آینه تمام نمای ولایت است


علامه ای که نه چون طفلان تازه بار یافته در حجاب علم مانده و نه علمش اورا از عالم واقع جدا ساخته
عمار ولایت است و عاشق اهل بیت
هر که او را از ولی خدا جدا بداند ظلم به ایشان نموده است
او ذوب در ساحت متعالی ولایت است
جان من بفدای او و همه یاران واقعی نائب امام زمان (عج)
کلیپی زیبا از علامه ذالفنون حضرت آفتاب ، جناب علامه حسن زاده آملی است که حتما دانلود کنید و مشاهده کنید.

دانلود کلیپ

 

 

محمد علی رضاپور دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391

سیب سرخ سید

عکس نوشت: چقدر زیبا آرمیده ای سید!


امروز 18 اردیبهشت بود

سالگرد عروج عاشقترین پرنده شهرم

آقا سید علی دوامی

و همچنین روز تولد کتاب سیب سرخ سید در سال 88

دعاکنید ویراست دومش رو هم بتونم با عنایت خود آقا سید علی بنویسم.

برای عزت و سلامتی مادر بزرگوارشون هم یک صلوات هدیه بفرمائید.

بخشی از مقدمه کتاب رو هم می تونید در ادامه مطلب مطالعه بفرمائید.



ادامه مطلب...
محمد علی رضاپور شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391

یک جزیره مثل یک باغ ، فقط تاریخ ورق خورده است!

تحلیلی رو دیدم از داستان جزیره ابوموسی ، برام خیلی جالب بود که اولا نام این جزیره به هیچ وجه عربی نبوده است و به مرور زمان این نام مصطلح شده است.

دوم اینکه اماراتی ها پول می دادند به خلیفه ایرانی این جزیره تا اجازه پیدا کنند گوسفندهایشان را برای چرا به آنجا ببرند.

اما از همه جالب تر ادعاهای این شیخ نشین شراب الوده است که حالا پس از میزبانی کنسرت های لس آنجلسی و جذب ریال های ایرانی و تبدیل به درهم های عربی ، که باید گذاشت پای کوته فکری برخی هم وطنانمان که عده ای شان سال چندبار می روند حج و جیب سعودی ها را پر می کنند و عده ای دیگر با ادعای تمدن پارسی سالی چند بار می روند دوبی جیب این شیخ های هوس ران را نوازش میدهند، گذشته از این تحلیل، شنیده ام که اماراتی ها گفته اند اگر ایران مدعی جزایر سه گانه است ، سند بیاورد در دادگاه بین المللی!!!

یاد فدک افتادم و ادعای خلیفه اول !

گفته بود به مادر جان ما ، که اگر ادعای فدک را داری سند رو کن!

مادر ما هم فرموده بود : آنکه مالک چیزی بوده است و سابقه هم نشان از آن دارد نباید سند بر حقانیت خود رو کند ، بلکه آن کس که مدعی جدید است باید سندی دال بر صحت ادعای خویش بیاورد!

شاید ابوموسی فدک نباشد اما این تفاله ها دودی هستند که از گور همان جاهلین بلند شده اند!!!(با عرض معذرت از مانیفست انقلاب که حفظ وحدت است)

محمد علی رضاپور چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391
نامه بیش از بیست رسانه انقلابی خطاب به عزت الله ضرغامی
زمینه را برای مناظره نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب با دست اندرکاران هفت فراهم کنید

مواضع و اظهارات جانبدارانه و عجیب مجری برنامه سینمایی هفت در آخرین قسمت از این برنامه و حمله به جریان انقلابی حاضر در عرصه سینمایی کشور، موجب شد تا نزدیک به بیست رسانه ارزشی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، در نامه سرگشاده ای به عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ضمن انتقاد از رویه در پیش گرفته شده از سوی رسانه ملی در قبال جریان ارزشی و انقلابی سینمای ایران، از رئیس رسانه ملی بخواهند تا فرصت مناظره نمایندگانی از این جریان با نمایندگان برنامه سینمایی هفت را در رسانه ملی فراهم کند.

در ادامه بخشی از این نامه سرگشاده را می خوانید:

ریاست محترم سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران

جناب آقای مهندس ضرغامی
همانطور که حتما مستحضر هستید، دو سال پیش با پیگیری جناب آقای جیرانی و البته چراغ سبز جنابعالی، برنامه‌ی سینمایی «هفت» به عنوان مهم‌ترین تریبون سینمایی کشور آغاز به کار نمود. برنامه‌ای که آغاز به کار آن با استقبال اهالی هنر و رسانه توام شد و تقریباً تمام طیف‌های فکری آن را اقدام و تدبیری صحیح در جهت پرداخت به موضوع فوق‌العاده استراتژیک و حیاتی «جایگاه سینما در نظام جمهوری اسلامی» ارزیابی کردند.
 
اما امروز با گذشت دو سال از آغاز به کار این برنامه، آنچه که ما از حکومتی‌ترین تریبون سینمایی نظام می‌شنویم، همان گفتمان آشنای سی و چند ساله‌ای است که در ضد حکومتی‌ترین رسانه‌ها هم با این صراحت گقته نمی‌شود. می‌پرسید کدام گفتمان؟ همان گفتمان آشنای «وااسفا از سینمای حکومتی» عده‌ای دست تا آرنج در جیب حکومت. همان گفتمان دروغین  شبه روشنفکران این دیار که «سینما را چه به سیاست؟» آن هم در سینمایی که پر شده از خرده شعارهای جریانات سیاسی «من مخالفم پس هستم». همان ادبیات «تهران فقط ونک دارد، چون برج دارد!» آقای جیرانی که با افتخار این استدلال به غایت مضحک را به نام خود ثبت می‌کند. 
 
آقای ضرغامی! نشنیدید که در برنامه‌ی هفت، گفتمان «اسکار پرستی» و «حمام آفتاب گرفتن زیر نخل طلا» کنداکتور تلویزیون حکومتی را پر کرده است؟ ندیدید که برخورد آقای جیرانی در مواجه با کارگردانان انقلابی چقدر با مواجهه‌ی ایشان با هم‌فکرانش همچون سیروس الوند و داریوش مهرجویی متفاوت است؟ ادبیات «سیب و سلما نفروخت، پس متدینین کجایند؟» را چطور؟ راستی چرا آقای مجری، «قلاده‌های طلا» و پرفروش شدن آن را نشان پررنگ بودن یک دیدگاه و طبقه در جامعه نمی‌گیرد؟ نکند آن هم از نظر ایشان تنها یک فیلم جاسوسی و قهرمان محور است؟
 
اصلاً مجری یک برنامه‌ی سینمایی مگر می‌تواند در باب اکثریت یا اقلیت بودن برخی طبقات اجتماعی و تضعیف عامل مذهب و سنت در جامعه نظر صائبی داشته باشد؟ آیا در این زمینه‌ها کارشناسان خبره‌ای وجود ندارد؟
 
راستی چطور به گوشتان نمی‌رسانند که در همین برنامه‌ی «هفت» و در ویژه برنامه‌ی سینمای دفاع مقدس، سوال سرتاپا غلط «چرا سینمای دفاع مقدس دیگر مخاطب ندارد؟» سر داده می‌شود و جالب آنکه وقتی «اخراجی‌ها»، «عقاب‌ها» و «کانی‌مانگا» را برایشان مثال می‌زنی، می‌گویند این پرفروش‌ها که دفاع مقدس نبودند! فیلم‌هایی بودند با مایه‌های انتقادی و قهرمان پروری! اصلاً چرا مجری برنامه‌ی «هفت» این همه در باب ناکام بودن سینمای دفاع مقدس اصرار دارد؟
 
آقای ضرغامی! هنگامی که آقای جیرانی در برنامه‌ی اخیر «هفت» (مورخ8/2/91)، جنبش نود و نه درصدی را ساخته و پرداخته‌ی رسانه‌های داخلی عنوان کرد و آن را به سخره گرفت، چه احساسی داشتید؟ مگر نه اینکه چنین گزاره‌ای به معنای دروغ‌گو بودن و دروغ‌ساز بودن رسانه‌ی ملی است؟‌ راستی این رسم کدامین رسانه‌ایست که خود خویشتن را به دروغ‌گویی متهم می‌کند؟ نکند این هم از دیگر معجزات مدیریت شما در اداره‌ی رسانه‌ی ملی است؟
 
آقای ضرغامی! چگونه است که دو هفته پس از حضور نماینده ای از طیف ارزشی در برنامه‌ی «هفت» (مورخ 25/1/91) و بازگویی بخشی از انتقادات طیف ارزشی به این سینما، آقای جیرانی در غیاب او، جواب ایشان را می‌دهد؟ مگر نه اینکه آقای جیرانی در همان جلسه‌ی مناظره حضور داشته و می‌توانسته پاسخ‌گوی انتقادات ایشان باشد؟
 
آقای ضرغامی! حقیقت آن است که جریان ارزشی منتقد به سینما در پاسخ اظهارات آقای جیرانی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. این جریان برای گفتمان «آرمان شما با واقعیت جامعه متفاوت است» جواب دارد. برای سوال «سینمای ایران چرا مخاطب ندارد؟» پاسخ‌گوست. برای نظریه‌ی غلط «مشکل این سینما ممیزی است» مثال‌های نقض زیادی در آستین دارد... اما مسئله اینجاست که آیا مجالی عادلانه برای پاسخ‌گویی ما در برنامه‌ی «هفت» در حضور نماینده‌ی جریان‌های دیگر فراهم می‌شود؟ ...
 
محمد علی رضاپور دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391
سلام

این روز ها گفتم بنویسم یا نه قلم را رها گذاشتم شد این تصویر از بردار عزیزم در سایت دوئل فکر کنم تمام حرف است:

و زاویه دیگری از این عکس که برادرم جناب اقای ربانی بهم رسوندکه شاید ندیده باشین:

یا زهرا(س) چه کردند با تو مادر جان !!

محمد علی رضاپور سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391

سه ترکیب بند برای دلی که بندش گسسته

سلام

این روز ها هر شعری بسرایم قافیه اش درد دارد

همان درد که منشا خلقت انسان است 

در « لقد خلقنا الانسان فی کبد»

نمی دانم چرا کَبَد را می توان همان کَبِد (جگر)هم نوشت 

غالبا درد به دنبال جگر می آید!

و چه ارتباطی است بین آن آیه و این روایت که :

فاطمه پاره تن (پاره جگر) من است

یا این روایت که :

اولادنا اکبادنا( فرزندان ما جگر گوشه های ماهستند)

به هر حال من که کاملا درد دارم، اگر خریداری؟

بی چاره آنی که درد ندارد و درد بی دردی علاجش آتش است !

سه ترکیب بند خدای متعال به دست با کرامت حضرت معصومه (س) تفضل کردند که تقدیم به ساحت عرشی و کبریایی مادر سادات(س) در ادامه مطلب تقدیم می کنم.

لطف بفرمائید ادامه مطلب را مطالعه کنید.





ادامه مطلب...
محمد علی رضاپور شنبه نوزدهم فروردین 1391
مردم سواری یا مردم سالاری ؟

اگر نگویید چرا اینقدر به این چیزها گیر می دهی می خواهم یک بار دیگر سراغ جناب آقای بووووق و سازمان فخیمه دایره و تنبکش بروم.

آیا واقعیت نگاه به مردم ایران همان کرامت چی توزیست که در بیان مجری های بزک کرده زن و ابرو برداشته مرد دیده و شنیده می شود، یا واقعیت دردناک دیگری در کار است.

خیلی اگر با نگاه استاد رائفی پور جلو نرویم همه را به بند تنبان غرب نبندیم لا اقل غرض و مرض بعضی ها مثل دم خروسشان پیداست که در کنداکتور برنامه های سیما در طول هفته آن هم سیمایی که باید آینه ارزشهای انقلابی باشد و( آنقدر این جمله را گفتیم که وقت تکرار دوباره اش خودمان هم مشمئز می شویم از این بی اعتنایی ها )، بگذریم ! ، داشتم عرض می کردم که آینه و ارزشها و این حرف ها ، چند دقیقه برنامه زنده به گفتمان انقلاب اختصاص دارد ؟ یک « دیروز امروز فردا» بود که با برداشتن یامین پور حسابی اخته اش کرده اندو شده است سوسول بازاری که بیا و ببین ! حالا اگر نگوییم راز و گره که چگونه مثل مادر مرده ها رها شده اند در ساعتهای نمیدانم سیما، می رسیم به قسمت جالب ماجرا، یعنی برنامه بسیار فخیمه نود و ایضاً هفت. اینکه جمع تایم زنده این دو برنامه به نزدیک 8 ساعت در هفته می رسد که بعضا تا 10 ساعت هم قابلیت کش دادن و به آب بستن دارد ، به کنار ، نفس زنده بودن آن هم به کنار ، مجریان بسیار خیر خواه و انقلابی آنها هم که دقیقا در راستای منویات انقلاب بیانات و افاضات دارند هم به کنار !!!!! حمایت های رئیس به ظاهر روشنفکر که ما آخر نفهمیدیم چرا رئیس شبکه جوان سه اینقدر پیر و فاقد قدرت بیان و نطق میباشد هم به همان کنار ، و نیز برنامه قالیبافیزاسیون شده ی پارک ملت هم  همان کنار منار ها! ته پیاله چه می ماند برای امت حزب الله در این صدا و سیمای حزب اللهی! مثل سن پرتقال فروشی است که یک عمر بشریت دنبال آن مچل شده است.

اصلا رها کنیم این بحث ها را برویم سراغ «اصلا مهم نیست ها»ی خودمان !

اصلا مهم نیست که برنامه های سال تحویل با آن مجریان ظاهر الصلاحش چه کردند در لحظه تحول طبیعت، آیا مهم است که درست چند لحظه قبل از تحویل سال در برنامه حسنی ( نه آن حسنی توپ سوزنی ...) از نوع فرزادش را عرض می کنم ، نماهنگی پخش شود که در آن ابتدا قبر کوروش بعد تخته جمشید و بعد حرم امام رضا (ع) نمایش داده شود ؟؟

اصلا مهم نیست که مجری عزیز همان برنامه با نازو اشوه به بهنوش بختیاری بگوید:« اگر قرار باشد کسی از جمع ما به بهشت برود آن شخص حتما شما هستید »!!!!!

اصلا مهم نیست که همه مهمانان دعوت نکردن اصغر بی جنبه را توی سر برنامه ها بزنن!

اصلا مهم نیست که شب سال تحویل برنامه نود بشود نقد مستقیم حاکمیت و اصرار بکند که دولت و نظام را مستبد جلوه دهد و چند بازیگر هم بنشینند و برای این مثلاً شجاعت عادل خان کف و سوت بزنند!

اصلا مهم نیست که دوباره این برنامه روز هفتم فروردین بازپخش بشود که تاکید آقایان را در تائید منویات جناب عادل نشان بدهد.

اصلا مهم نیست که برنامه هفت از فروش بالای قلاده های طلا تمجید نکند و دلش برای فیلم گشت ارشاد بیشتر بسوزد که بازیگر قهرمانش به مجلس سید الشهدا بگوید: مجلس قیمه و قمه !!!

اصلا مهم نیست که در برنامه نود درست در سال تولید ملی با آنهمه تاکیدحضرت آقا ، جناب فردوسی پور به علی کفاشیان خرده بگیرد  که چرا لباس ایرانی می دهید ملی پوشان تن کنند و چرا لباسهای خارجی با برندهای معروف را نمی دهید و این وسط هم تبلیغ چند برند را بکند و هم توی سر تولید ملی بزند، ان شاالله هم که عمدی نبوده است!!!!

اصلا مهم نیست که حزب الله در سیمای جمهوری اسلامی تریبون ندارد ، حزب الله یعنی همه آن کسانی که آمدند پای راهپیمایی 22بهمن ، صندوق انتخابات 12 اسفند و ...

حزب الله اخراجی ها می بیند و قلاده های طلا و یک حبه قند نه جدایی نادر از سیمین و گشت ارشاد و خصوصی! بماند که فروش فیلم  اصغر فرهادی به یک اپیزود فیلم ده نمکی هم نمی رسد چه به رسد به جمع فروش فیلمهای ارزشی!

حزب الله دا می خواند و پایی که جاماند و خاک های نرم کوشک و نورالدین پسر ایرانی ، نه پائلو کئیلیو و جبران و اوشو! تازه بماند که جمع تیراژ های کتابهای زرد به یک چاپ دا هم نمی رسد چه بماند به جمع تیراژهای کتاب های ارزشی!

حزب الله می جنگد ، رای می دهد ، خون می دهد ، استضعاف می کشد ، ولایت دارد و دم ز مشکلات نمی زند ، حزب الله سکانس های ابتذال و ضربه ایستگاهی برای دلار را دوست ندارد.

حزب الله برای هر قران به قران درآمدش خمس می دهد و حساب سال دارد تازه همان در آمد زیر خط فقرش و برایش درد آور است که رحمتی 900 میلیون بگیرد کریمی بدون زیر میزیها 500 میلیون و آن یکی مربی 5 میلیارد و آن یکی بازیگر برای چند دقیقه 350 میلیون!

 جالب است که  پرفروشترین فیلمهای سینما فیلمهای حزب الله است ، پر تیراژ ترین کتابها کتاب حزب الله است ، و اکثریت آرا  در هر انتخابات با همین حزب الله !

حزب الله غر نمی زند ، گستاخی نمی کند ، وطن فروش نیست ، سینما و فوتبال را به خاطر تفریح دنبال می کند نه به خاطر اینهمه دسیسه!

بگذار بهشان برخورد هرکس نمی خواهد باور کند ملت ایران همان حزب الله است! صدا و سیمای ما را پس بدهید حضرات!

حزب الله هنوز هم دردهایش را به چاه می گوید!!

 
محمد علی رضاپور سه شنبه پانزدهم فروردین 1391

صوتی/مداحی زیبای شیعیان بحرینی در وصف امام خامنه ای

متن عربی مداحی:

انّ حبی و ولائی لعلی الخامنائی
انّ من عاد، معاد الحق و الآل
فسابقی فی انتمائی
و سابقی عند لائی
رافضاً اعدائه و المبغض الضالّ
لا تکن بال عن هدی الله فتزداد ضلالة
و استعل آل وهم النور الّذی منه تلألأ
فخذ من کبدی ولائی الابدی و خذ قلبی و خذ روحی و احشائی
سیبقی سیّدی أیا فجر غدی!
فعرش لک و استل قلبی، مولای!
اهواک نوراً من الله آتی
اهواک طهراً لروحی و ذاتی
اهواک شمساً منیر حیاتی
اهواک اهواک حتی مماتی

ترجمه فارسی مداحی:

علی خامنه ای عشق من است
دشمنش، دشمن حق و اهل بیت (ع) است
با او خواهم ماند
وفادار به او خواهم ماند
دشمنم با دشمنانش و کینه توزان گمراه
نگران نباش از هدایت خدا، که این نگرانی سبب گمراهی است
منزلت اهل بیت را عالی بدان، که آنها تلالوء نور خدایند
مرا قطعه قطعه کنید، ولایتم تا ابد خواهد بود
او همچنان مولای من خواهد بود
ای سپیده فردای من!
مولای من! قلبم قلمرو توست
دوستت دارم، ای نور خدایی!
دوستت دارم، ای مایه پاکی روح و ذات من!
دوستت دارم، خورشید روشنی بخش زندگی ام!
دوستت دارم، دوستت دارم، تا زنده ام!

محمد علی رضاپور یکشنبه چهاردهم اسفند 1390

دم شما و همه بچه محل هایتان گرم! مردم

عجب حکایتی شده است این حکایت امت و ولی در ایران از هر طرف که می بینی یک صحنه است وآن هم عشق. حالا چه اهمیتی دارد که در این انتخابات چه کسی آمده و چه کسی رفته مهم این است که مردم با هر شکل و قیافه و عقیده و مسلکی 12 اسفند را به خاطر گل روی آقا کولاک کرده اند. یک وقت کسی به خودش نگیرد. نه جبهه های متعدد نه نهله های متفرق، از پایداری مال ملت بود ، متحدبودن هم کارشان بود و صدا هرچه بودصدای ملت بود ،نه خانه ها نه حزب ها و نه جبهه ها هیچکدام به گرد پای انگشتهای سبابه نرسیدند. مردم چشمشان فقط به پر عبای آقاست و بس !

چه پر و پوزهایی که صاف نشد ، چه قدر زیبا بود وقتی مردم قربال دست گرفته بودند و آمده بودند پای صندوق، داشتم فکر می کردم نوستراداموس که سال 2012 را سال نبرد آرماگدون پیش بینی کرده بود دمش گرم چه خوب زده بود وسط خال ،12 /12 در سال 2012 و درست 20 روز بعد از 22 بهمن می شود 12 اسفند و مهم نیست که اینها به هم چه ربطی دارد مهم این است که دم آقای خودمان گرم که 30 ماه پیش در گیراگیر فتنه فرموده بود:

«همه‌‌ى این بلواهایى كه شما مشاهده كردید در دوره‎ى بعد از انتخابات پیش آمد و پیش آوردند و آنها حمایت كردند، براى همین بود كه شاید بتوانند پشتوانه‎ى مردمى انقلاب را ضربه بزنند و از انقلاب بگیرند. بنده عرض كردم نشانه‎ى اعتماد مردم به این نظام، حضور 40 میلیونى در انتخابات بود. حالا در رادیوهاى بیگانه و متأسفانه بعضى هم در داخل هم‌نواى با آنها، هى اصرار و تكرار كه بله، اعتماد مردم از نظام سلب شده! این، جواب آن حرف است. آنجا ما گفتیم اینى كه 85 درصد مردم مى آیند رأى می‌دهند، 40 میلیون پاى صندوق‌ها مى آیند، به هر كسى كه رأى می‌دهند، خود آمدن پاى صندوق، نشانه‎ى اعتماد مردم به نظام است -كه حقیقت قضیه هم همین است- این‎ها براى اینكه این حرف را دروغ از آب در بیاورند، مكرر در مكرر تبلیغات كردند كه اعتماد مردم از دست رفته؛ چه كار كنیم؟ حالا بعضى در لباس دل‌سوزى گفتند چه كار كنیم كه اعتماد برگردد!
مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‌شاء اللّه خواهید دید در انتخابات آینده -كه حالا دو سه سال دیگر است- همین مردم با وجود همین بازیگرى‎اى كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بى خبران داخلى كردند، یك حضور مستحكمِ قوى‌اى در انتخابات خواهند داشت.»(نماز جمعه 20 شهريور 88)

محمد علی رضاپور چهارشنبه دهم اسفند 1390
نقاش نیستم ولی همه این روزها درد می کشم!




عدد ها گاهی می توانند «خیلی دور خیلی نزدیک» باشند مثلا فاصله بین «90 »تا« 7 »فاصله کمی نیست به اندازه 83 تا عدد فاصله است اما اینکه چطوری می شود که90=7 می شود فقط کاری است که از دستان توانمند جناب آقای بووووق و اعوان گرامش بر می آید ، اینکه در برنامه غیبت بازار  ببخشید «خنده بازار » بابا کرم بشود عمو کمر و بازار تمسخر داغ بشود و یا چادر «ثریا »آلت قتاله  سرهنگ شود و یا اینکه «فریدون جیرانی» تعجب بکند از اینکه چرا «فرزاد حسنی» تا حالا در عمرش مشروب نخورده است و حالا این وسط «شان استون» بشود «علی» استون ولی «مینا لاکانی» روسریش را جلوی چشم های هیز «voa» در بیاورد و اینکه کشور بصیرت را با «پارک ملت» سرگرم کنیم یا این که مرگ «ننه علی» در غوغای اسکار فرهادی گم شود و عروج «آقاسی» در مراسم تشیع جنازه«پاپ ژان پل دوم»و یا اینکه بازیگر این شبهای سریال طنز در برنامه زنده «عشق من ایران من» نداند که« 12 اسفند» چه روزیست و یا اینکه مثلا تقلب در انتخابات انجام نشده فدراسیون فوتبال را مرتبا در چند دقیقه پشت هم هی بگوید «تقلب در انتخابات» و کسی هم که حالیش نیست «فردوسی پور» هم از سر خیر خواهی زنگ بزند به نامزد ریاست فدراسیون دو و میدانی در برنامه فوتبالی و «افروغ» بیاید بنشیند جلوی «شهیدی فر» و یک نفره نقد حاکمیت کند، «ده نکمی» در هفت له شود که نادر می خواهد گور بابایش از سیمین جدا شود و مهم نیست که در فیلم این سیمین است که می خواهد از نادر جدا شود و تو بروی با آنجلینا جان دست بدهی از زن نیمه لخت اسکار بگیری در مجلس مزین به مشروبات بنشینی لبخند روشنفکرانه بزنی و مثلا نمی دانی قرار است با کف و سوت یهودی ها اسکار بگیری تصویرت دربین زنهای نیمه عریان ماسکه شود و دخترت هم یادش برود که روسریش افتاده ووقتی اسمت را می خوانند با «پیمان معادی» هورا بکشی و یا «گلشیفته» یکی یکی لباسهایش را جلوی دوربین در بیاورد و بشود «میمی مثل کدام مادر» ؟ اینکه «در باره الی» باید 15 دقیقه اش حذف بشود تا نفهمی آن شب بازیگر نقش «شهید بابایی» با آن «دختر با کفش های کتانی» چرا باید در یک اتاق بخوابند ؟ اینکه «متحد» بمانی یا «پایدار »مهم نیست مهم این است که «صدای ملت» باشی و با فحش به احمدی نژاد بیچاره رای بگیری و پسر «شهید مطهری» بمانی و «نوری زاد» پشت سر هم نامه بنویسد و نائب امام زمان(عج) را مزمت کند یا «نوری زاده» در الجزیره و العبریه (العربیه) دُم تکان بدهد یا «مهاجرانی» برود استخوان ساق «ملک عبدالله» را لیس بزند به افتخار تحجر و نه دموکراسی و بگذار «علی دایی» با «اندی» عکس بیاندازد، «شجریان» با«گوگوش» ، «هدیه تهرانی» با سگش و «هانیه توسلی» با گربه اش، چه  اهمیتی دارد رهبر چه می گوید مهم این است که ما جایمان خوب است  خواه «روحانیون» باشی یا «روحانیت» و چرا «مشایی» باید به «هدیه تهرانی» وام بدهد نه به جنوب تهرانی و اصلا روزنامه «نود »چرا باید در صفحه اولش تبلیغ اسکار بکند و «علی دایی» نه از راهپیمایی 22 بهمن بلکه از اسکار فرهادی هیجان زده شود و چرا و چرا و چرا اصلا به من و تو چه ربطی دارد ؟!!! مهم این است که «صدا و سیما دانشگاه است »و «هنر تجلی شیدایی است و شیدایی هرچه هست در عشق است» و « شهادت رازی است که تنها با ریخته شدن خون فاش می شود» و «گردن را باریک آفریده اند تا در مذبح زودتر بریده شود» و«هرکه می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند» و «اگر دشمن فشار بیاورد داستان کربلا تکرار خواهد شد» . بگذار «آرمیتا رضایی نژاد» و «علیرضا احمدی روشن» این روزها را بیاد نیاورند که پدرهایشان برای چه کسی به خون غلطیتند ، بگذار علیرضا روی پای «آقا» بنشیندو آرام باشد و آرمیتا برای «آقا» نقاشی پری دریایی بکشد و بادام زمینی مزمز تعارف کند و چقدر زیباست وقتی یک بچه یتیم شهید نائب امام زمان(عج) را به تنها خوراکیش دعوت می کندو می بوسد چهره ای را که  آرمیتا را بیشتر از اسکار دوست دارد و برایش مهم نیست که «اکبر» و «اصغر» در این مملکت چه می کنند او حالا هم بابای علیرضاست و هم باید کارنامه کلاس اول آرمیتا را امضا کند تازه اگر «اصغر فرهادی »برای «آنجلینا جولی» و «برد پیت» خم و راست می شود او صدها «احمد حسن الحجیری» دارد و یک «سید حسن نصرالله » تازه «فاطمه مغنیه» خود را دختر او میداند و چه «فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ» ای شده است این روزهای ما .
چقدر سبک می شود آدم وقتی دردهایش را به« چاه »می گوید...!

ابزار رایگان وبلاگ